پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

خم می افلاک و جامش آفتاب و ارض عالم میکده

عشق را مِی میشمار و عاشقان را میزده

آینۀ عالم چو خالی از بت موزون ماست

مؤمنم میخوان اگر خوانم جهان را بتکده

ثبت شد تا نام من در دفتر عشّاق او

غیرت زردشتیم دارد بدل آتشکده

کیست آن کو خورده از صهبای عشق آن صنم

آتشی در خانمان و دین و ایمان نازده

گرنه عشق آن پری دیوانه ام دارد چرا

بر سرم از شیخ و شاب و مرد و زن غوغا زده

گردش چرخم فسرده دارد ای ساقی بیا

از لب کوثر خاصت بوسۀ گرمی بده

هان غبار اندر طلب عشقت اگر یکره کند

دل نبردی زو که جز او کس نبرده ره به دِه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱زند چون آتش حسنش زبانه
  2. شمارهٔ ۸۲ای سلسله زلفت سرمایۀ رسوایی
  3. شمارهٔ ۸۳چندانکه جهد کردم با زهد و پارسایی
  4. شمارهٔ ۸۴تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
  5. شمارهٔ ۸۵ای خوش آن دردی که درمانش توئی
  6. شمارهٔ ۸۶ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی
  7. شمارهٔ ۸۷به کامم زهر شد تریاق هستی
  8. شمارهٔ ۸۸خیال توبه کردم دی ز مستی
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.