پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

برآنم که گر جامی آرم به چنگ

زنم سنگ بر شیشۀ نام و ننگ

از آنم شتاب است در دور جام

که دوران عمرم ندارد درنگ

نیندیشم از سختی راه دور

نباشد گرم توسن بخت لنگ

گر افتد بدستم گریبان مرگ

در آغوش جان گیرمش تنگ تنگ

اگر غرق دریای اشکم چه باک

نترسد ز طغیان دریا نهنگ

نرنجم که جانانه ام دست بست

اگرچه به دشمن دهد پالهنگ

بده ساقی آن آب یاقوت فام

ببین بر رخم اشک بیجاده رنگ

چه تدبیر کرد آن خردمند مرد

که پای طرب بست بر پای چنگ

مزن دم ز ناگفتنی کز کمان

چو بگذشت واپس نیاید خدنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
  2. شمارهٔ ۵۳ای غمت سرمایۀ سودای دل
  3. شمارهٔ ۵۴هرکه بیند عکس ساقی را به جام
  4. شمارهٔ ۵۵در بند هرچه در دو جهان هست نیستم
  5. شمارهٔ ۵۶نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
  6. شمارهٔ ۵۷ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
  7. شمارهٔ ۵۸من از میخانه زان رو ناگزیرم
  8. شمارهٔ ۵۹زان خاک که با خون دل آمیخته دارم
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.