پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق

بیا که طاقتم از دوریت رسیده به طاق

کمان ابرویت ار مختلف زند تیرم

رواست آنکه گهی جفت خوانمش گه طاق

به دشمن این سخن غم فزا نباید گفت

که تنگ بسته بخون ریز دوست دست نطاق

درون سینۀ ما نیست کینۀ احدی

دلی که خانه عشق است نیست جای نفاق

مرا مهارت خط پیاله آنقدر است

که فی الحقیقه فلاطون حکمت الاشراق

بگو به گوش زمین ای غبار چون خسبی

تو ساکنی متحرک چراست هفت رواق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  2. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
  3. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
  4. شمارهٔ ۵۳ای غمت سرمایۀ سودای دل
  5. شمارهٔ ۵۴هرکه بیند عکس ساقی را به جام
  6. شمارهٔ ۵۵در بند هرچه در دو جهان هست نیستم
  7. شمارهٔ ۵۶نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
  8. شمارهٔ ۵۷ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.