پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

ز جان بیزارم از دست دل خویش

خدایا با که گویم مشکل خویش

گل من خار غم در پا ندارد

که چندان فارغست از بلبل خویش

به دریای غمت نازم که بازم

به قعر خویش برد از ساحل خویش

دل من می ندانم مایل کیست

که هیچش می نبینم مایل خویش

دی از پروانۀ وصل تو تا صبح

شدم از شوق شمع محفل خویش

چو مرغ بیضه ضایع کرده دایم

دلم گیرد کنار از منزل خویش

ندانم آخر این صیّاد بی رحم

چرا پوشید چشم از بسمل خویش

دلا تا چند کاری تخم هستی

به باد نیستی ده حاصل خویش

بهل تا اوفتان خیزان بیاید

غبار خسته ره با محمل خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹فکندم رخت در میخانۀ عشق
  2. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  3. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
  4. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
  5. شمارهٔ ۵۳ای غمت سرمایۀ سودای دل
  6. شمارهٔ ۵۴هرکه بیند عکس ساقی را به جام
  7. شمارهٔ ۵۵در بند هرچه در دو جهان هست نیستم
  8. شمارهٔ ۵۶نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.