پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش

سرو ز پا فتد که تا کس نکند ملامتش

بار دگر گر افتدم دامن وصل او به کف

باز رها نمیکنم تا نکشم ندامتش

عاشق زار خویش را تیر هلاک گو بزن

از تو کسی نمیکشد گر بکشی غرامتش

تا مگر از جفای او شکوه همی بدو کنم

کاش به جلوه دیدمی قامت در قیامتش

تا به نظر نیایدت کبک و خرام دلکشش

شیوۀ رفتنش ببین حالت استقامتش

سستی عهد او نگر محکمی وفای من

او ز خدا هلاک من خواهد و من سلامتش

باد صبا غبار من گر ببرد ز تربتم

در سر کوی او بود جایگه اقامتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶شکفته غنچۀ خندان و گویی از دهنش
  2. شمارهٔ ۴۷ز جان بیزارم از دست دل خویش
  3. شمارهٔ ۴۸اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
  4. شمارهٔ ۴۹فکندم رخت در میخانۀ عشق
  5. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  6. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
  7. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
  8. شمارهٔ ۵۳ای غمت سرمایۀ سودای دل
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.