پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

بگیرم خون پاک تاک ازین پس

بشویم دفتر ادراک از این پس

به مِی دلق ریائی را بشویم

شوم ز آلودگی ها پاک از این پس

صبا زد چاک بر پیراهن گل

زنم بر جامۀ غم چاک از این پس

اگر پیر مغان دستم بگیرد

نخواهم زیستن غمناک از این پس

اگر پامال خواهم شد چه باک است

ندارم دست ازین فتراک از این پس

نجویم گرچه میجستم ازین پیش

وفا زان دلبر چالاک از این پس

ز دست و پای زنجیرم گشودند

توانم ریخت بر سر خاک از این پس

نخواهم گرچه جانم بر لب آمد

پی زهر غمت تریاک از این پس

بگو دهقان عالم را که برخاک

نکارد جز نهال تاک از این پس

چو شد مقصود از جانانه حاصل

زجان دادن ندارم باک ازاین پس

چه سازم گر نسازم پس بسازم

دلا با گردش افلاک از این پس

هوا خواه تو شد مگذار ازین بیش

غبار خویش را بر خاک از این پس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵حدیث روضۀ رضوان و نار نیرانش
  2. شمارهٔ ۴۶شکفته غنچۀ خندان و گویی از دهنش
  3. شمارهٔ ۴۷ز جان بیزارم از دست دل خویش
  4. شمارهٔ ۴۸اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
  5. شمارهٔ ۴۹فکندم رخت در میخانۀ عشق
  6. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  7. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
  8. شمارهٔ ۵۲تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.