پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

مردم من و محبّت تو در دلم هنوز

تن خاک گشت و بوی وفا در گلم هنوز

طوفان گریه خانۀ عمرم خراب کرد

همسایه در شکنجه دود دلم هنوز

غرق محیط اشکم و از شوق وصل یار

فارغ چنان نشسته که در ساحلم هنوز

خوش رفته کاروان و به منزل فکنده رخت

چشم امید در پی این مَحملم هنوز

در سینه صد جراحت و در دل هزار چاک

بیچاره از هلاکت خود غافلم هنوز

آهم شرر به خرمن پروین و مَه فکند

آگاه نیست یار ز سوز دلم هنوز

ملک وجود جمله به یغمای عشق رفت

مردم گمان کنند که من عاقلم هنوز

بر پای مرغ روح به صد حیله رشته ای

از عمر بسته منتظر قاتلم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
  2. شمارهٔ ۴۵حدیث روضۀ رضوان و نار نیرانش
  3. شمارهٔ ۴۶شکفته غنچۀ خندان و گویی از دهنش
  4. شمارهٔ ۴۷ز جان بیزارم از دست دل خویش
  5. شمارهٔ ۴۸اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
  6. شمارهٔ ۴۹فکندم رخت در میخانۀ عشق
  7. شمارهٔ ۵۰برآنم که گر جامی آرم به چنگ
  8. شمارهٔ ۵۱مه من سر برآر از برج محمل
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.