پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید

وان که در آتش نسوزد کی ز آب آرام جوید

عاشق و آرام دل هیهات هیهات این بلا کش

کی به یاد خویشتن پرداخت تا آرام جوید

دل پناه از جور گردونم به جانان برده هِی هِی

آهوی مسکین امان از شیر خون آشام جوید

عاشقی را خاک بر سر کن که وصل و کام خواهد

عارفی را ننگ عارف دان که ننگ و نام جوید

مَنعم از زلفش مکن زاهد که چون صید بلاکش

عاشق صیّاد شد پیوسته حلقۀ دام جوید

از شکنج زلف جانان دل به رویش گشت مایل

صبح گم کردست او را در میان شام جوید

از حجاب زلف بیرون آ که این بیچاره عاشق

بگسلد زُنّار و بیزاری از این اصنام جوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷از کف ما عشق دامان شکیبایی کشید
  2. شمارهٔ ۳۸بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
  3. شمارهٔ ۳۹به یاد جفت و طاق ابروی یار
  4. شمارهٔ ۴۰بیا ساقی به ساغر چهره ای گلگون کنیم آخر
  5. شمارهٔ ۴۱ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر
  6. شمارهٔ ۴۲مردم من و محبّت تو در دلم هنوز
  7. شمارهٔ ۴۳بگیرم خون پاک تاک ازین پس
  8. شمارهٔ ۴۴جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.