پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد

کِی ز آتش میگریزد هرکه در وی غش نباشد

گر کنند ایمن زهجرانم غم از نیران ندارم

بیمم از آن است ورنه باکم از آتش نباشد

بی غشم کن ساقیا از مِی که بسیار آزمودم

دفع غم را داروئی چون بادۀ بی غش نباشد

کی در او خاصیت آتش بود یا ذوق مستی

باده گر همرنگ با آن لعل آتش وش نباشد

سرو بستان پیش سرو قامت آن ماه پیکر

گر خرام کبک دارد همچنان دلکش نباشد

می توانم گویی از میدان غبارا در ربودن

توسن بخت ز پای افتاده گر سرکش نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
  2. شمارهٔ ۳۴روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
  3. شمارهٔ ۳۵هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید
  4. شمارهٔ ۳۶نگار من ز شبستان به در نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۳۷از کف ما عشق دامان شکیبایی کشید
  6. شمارهٔ ۳۸بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
  7. شمارهٔ ۳۹به یاد جفت و طاق ابروی یار
  8. شمارهٔ ۴۰بیا ساقی به ساغر چهره ای گلگون کنیم آخر
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.