پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

گر گنج غمت در دل دیوانه نمی‌شد

ویرانه مقام من دیوانه نمی‌شد

شه کاش خراج از ده ویرانه نمی‌خاست

یا ملک دلم کاش که ویرانه نمی‌شد

دانی ز چه عاشق به ره فقر و فنا رفت

سودای جهان با غم جانانه نمی‌شد

دل کاش به بیگانه وفاهای تو می‌دید

تا یکسره از غیر تو بیگانه نمی‌شد

گر در دل شمع آتشی از عشق نمی‌بود

آگاه ز سوز دل پروانه نمی‌شد

فریاد رسم شد شب هجران تو فریاد

می‌مردم اگر ناله مستانه نمی‌شد

امید خلاص از خَم زلفین توام بود

در دام اگر آن خال سیه دانه نمی‌شد

بر لشکر غم خانۀ دل تنگ نگشتی

گر خیل خیال تو در این خانه نمی‌شد

روشن نشدی شمع دل از هیچ چراغم

گر پرتوی از روزن میخانه نمی‌شد

ساقی به یکی جرعه ز غم کرد خلاصم

زنهار گر این فکر حکیمانه نمی‌شد

بر عقل غبار ار نزدی آتش عشقت

در شهر به دیوانگی افسانه نمی‌شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
  2. شمارهٔ ۳۲سحر باد صبا از ساحت کوی تو می‌آمد
  3. شمارهٔ ۳۳ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
  4. شمارهٔ ۳۴روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
  5. شمارهٔ ۳۵هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید
  6. شمارهٔ ۳۶نگار من ز شبستان به در نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۳۷از کف ما عشق دامان شکیبایی کشید
  8. شمارهٔ ۳۸بساط ساحت کشت است و خیمه سایه بید
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.