پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد

مرا سرگشته چون باد صبا کرد

بنازم طعنۀ بیگانگان را

که آخر با تو ما را آشنا کرد

کنون آن شاخ مرجان را توان یافت

که در خون مردم چشمم شنا کرد

قیامت قامت من تا به پا خاست

قیامتها از آن قامت به پا کرد

غبارا غارت دین و دل ما

خدا کِی بر نکورویان روا کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
  2. شمارهٔ ۲۰دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد
  3. شمارهٔ ۲۱ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
  4. شمارهٔ ۲۲به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد
  5. شمارهٔ ۲۳گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد
  6. شمارهٔ ۲۴امروز اگر به سنگی مینای جان توان زد
  7. شمارهٔ ۲۵همه روزه بر سر کشور دلم از بتان حشمی رسد
  8. شمارهٔ ۲۶بر مشامم بوی جانان می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.