پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد

که کودک جیب و دامن پر ز سنگ امتحان دارد

دلم با حلقۀ زلفت گرفته آنچنان الفت

که چون مرغ شکسته بیضه رَم از آشیان دارد

مرا ای ناخدا بگذار در غرقاب حیرانی

ندارد عقل من باور که این دریا کران دارد

غرور حسن کِی فرصت دهد تا ماه من داند

که در کوی ملامت عاشقی بی خانمان دارد

بنازم نوبهار حسن آن شمشاد قامت را

که تا هست ایمنی از صدمت باد خزان دارد

چو یکجا رفت عاشق را ز کف سرمایۀ هستی

کجا خاطر پریشان از غم سود و زیان دارد

سرشک شمع بر دامان چرا پیوسته میریزد

همانا گریه از دلسوزی پروانگان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد
  2. شمارهٔ ۲۳گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد
  3. شمارهٔ ۲۴امروز اگر به سنگی مینای جان توان زد
  4. شمارهٔ ۲۵همه روزه بر سر کشور دلم از بتان حشمی رسد
  5. شمارهٔ ۲۶بر مشامم بوی جانان می‌رسد
  6. شمارهٔ ۲۷دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
  7. شمارهٔ ۲۸تو را بر سر از فقر افسر نباشد
  8. شمارهٔ ۲۹گر گنج غمت در دل دیوانه نمی‌شد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.