پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

مطرب دلم ز پرده به در میرود بخوان

ساقی بیا که آتش عشقم به جان گرفت

دیدی دلا که شعلهٔ جولاهه فراق

مانند نقطه عاقبتم در میان گرفت

از بس که سوخت کوکب بختم در آسمان

ظلمت فضای خانه کرّوبیان گرفت

خوبان به مهر دلشدگان را کنند اسیر

کِی مُلک دل به قوّت بازو توان گرفت

پروانه را وصال نماید شب فراق

تا شمع را ز سوز من آتش به جان گرفت

ما در پناه پیر مغانیم گو بگیر

گر گرگ گوسفند ز دست شُبان گرفت

هرگز نبرد ره به سرا بوستان گل

الّا کسی که الفت با باغبان گرفت

عارف شناخت قدر خموشی از آن که دید

آتش به جان شمع ز دست زبان گرفت

تا کِی اسیر غول بیابانی ای غبار

آنکس بریده ره که پی کاروان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
  2. شمارهٔ ۱۷صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
  3. شمارهٔ ۱۸نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
  4. شمارهٔ ۱۹تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد
  5. شمارهٔ ۲۰دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد
  6. شمارهٔ ۲۱ما را به یک کرشمه ز اهل نیاز کرد
  7. شمارهٔ ۲۲به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد
  8. شمارهٔ ۲۳گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.