پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

لب لعلت گزیدنم هوس است

خون او را مکیدنم هوس است

ای سراپا نمک سر انگشتی

از بیانت چشیدنم هوس است

فحش از کان قند لبهایت

من مکرّر شنیدنم هوس است

من بدور از لبت چون اسکندر

سوی حیوان دویدنم هوس است

تا فکندی بتا ز رخ پرده

حور و رضوان ندیدنم هوس است

تا نمودی تو روی شهر آشوب

بت پرستی گزیدنم هوس است

تا که کفر دو زلف تو دیدم

دل ز ایمان بریدنم هوس است

از کمان تو ناوک غمزه

به دل و جان خریدنم هوس است

گلی از گلستان عارض تو

یعنی یک بوسه چیدنم هوس است

همچو کحل الجواهری به بصر

خاک پایت کشیدنم هوس است

پرده ای شد حجاب چهرۀ جان

پردۀ جان دریدنم هوس است

هان غبارا چو طایر قدسی

سوی رضوان پریدنم هوس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱گریزی نیست از کوی تو ای دوست
  2. شمارهٔ ۱۲بغیر از باده داروی طرب چیست
  3. شمارهٔ ۱۳از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
  4. شمارهٔ ۱۴مطرب دلم ز پرده به در میرود بخوان
  5. شمارهٔ ۱۵هرکه خو با دلبر ترسا گرفت
  6. شمارهٔ ۱۶بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد
  7. شمارهٔ ۱۷صبا از زلف مُشکین عُقده وا کرد
  8. شمارهٔ ۱۸نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.