پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

تنم به هیچ مکان بی رخت قرار ندارد

به جز خیال تو کس بر دلم گذار ندارد

به هر کجا که روم همچو مرغ طعمه دامم

به غیر من به کسی روزگار کار ندارد

در این سراسر گلزار نیست برگ درختی

که چون عدو به سرم تیغ آبدار ندارد

به هرکجا که روم من غم تو رو به من آرد

کجا رود به کسی دیگر اعتبار ندارد

چقدر حوصله قصاب فکر جای دگر کن

که این حنای تو رنگی در این دیار ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷عشق آن روزی که با دل‌ها نمک را تازه کرد
  2. شمارهٔ ۱۲۸مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد
  3. شمارهٔ ۱۲۹خوبان چو خنده بر من بی‌تاب کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۱۳۰از دل اول، باده مهر کارها را می‌برد
  5. شمارهٔ ۱۳۱خورشید تف از عارض تابان تو دارد
  6. شمارهٔ ۱۳۲عشق بی‌دردسر نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۱۳۳قوّتی نه در تن من نه توانی مانده بود
  8. شمارهٔ ۱۳۴عمر چون بی آرزوی لعل جانان بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.