پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

از ازل در رحم آنگه که حیاتم دادند

یک‌نفس چاشنی عمر ثباتم دادند

بزم آفاق نمودند به من چون شطرنج

آن زمان جای در این عرصه ماتم دادند

صبر و آرام و دل و هوش ز من بگرفتند

وانگه از خط بناگوش براتم دادند

دوری و ظلمت هجران بنمودند اول

بعد از آن ره به سوی آب حیاتم دادند

لقمه‌ام را همه با خون جگر اندودند

ظاهراً توشه هستی به زکاتم دادند

همچو قصاب ز حافظ طلبیدم یاری

تا که همدوشی آن شاخ نباتم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵تنم به هیچ مکان بی رخت قرار ندارد
  2. شمارهٔ ۱۲۶روزی که خط به گرد رخش جلوه‌گر شود
  3. شمارهٔ ۱۲۷عشق آن روزی که با دل‌ها نمک را تازه کرد
  4. شمارهٔ ۱۲۸مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد
  5. شمارهٔ ۱۲۹خوبان چو خنده بر من بی‌تاب کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۱۳۰از دل اول، باده مهر کارها را می‌برد
  7. شمارهٔ ۱۳۱خورشید تف از عارض تابان تو دارد
  8. شمارهٔ ۱۳۲عشق بی‌دردسر نمی‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.