پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۵

«حصل ما فی الصدور» لذت جان یافتن

«بعثر ما فی القبور» گنج نهان یافتن

یافت عطای خداست، یافت سبیل هداست

یافت طریق فناست، گر بتوان یافتن

دولت جاوید چیست؟ غایت امید چیست؟

درد ترا هر زمان در دل و جان یافتن

جلسه تو «قم » شود، بحر چو قلزم شود

نور جمال ازل وقت عیان یافتن

کار تو نیکو کند، یار بتو خو کند

جمله صفات کمال در همگان یافتن

لذت جام ازل در همه جانها رسید

لیک کجا هرکسی رطل گران یافتن؟

قاسم هجران زده لذت دیدار یافت

همچو مه عید را در رمضان یافتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۷چه باشد شیوهٔ عاشق؟ به معشوقان نظر کردن
  2. شمارهٔ ۵۳۸مرا از زخم شمشیرت نمی شاید حذر کردن
  3. شمارهٔ ۵۳۹خواهی بجهان شوری، بنیاد قیامت کن
  4. شمارهٔ ۵۴۰نیم مستان ترا سرگشته چون پرگار کن
  5. شمارهٔ ۵۴۱بیتی همی سرایم و زاریست کار من
  6. شمارهٔ ۵۴۲ناوک غمزه می زند بر دل من نگار من
  7. شمارهٔ ۵۴۳بسامان آمد احوال دل من
  8. شمارهٔ ۵۴۴بسودایت سرشت آب و گل من
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.