پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد

شادیست جان و دل را کان شاه کشور آمد

باز آمد آن قیامت،آن فتنه و علامت

چون ساقیان مهرو،با جام و ساغر آمد

دامی نهاد و دانه،آن دلبر یگانه

آدم بصد بهانه،در دام دلبر آمد

عشق آتشیست سوزان، عقلست مست و حیران

دل در میان هر دو محکوم مضطر آمد

ره بسته نیست، یارا، بگشاده است،اما

هستی ما درین ره سد سکندر آمد

عقل آهوییست حیران، عشقست شیر غران

بگریخت عقل ترسان،عشق غضنفر آمد

با عشق باش،قاسم،کز عشق و شور و مستی

هم دل مؤید آمد،هم جان مظفر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱نهال دولتم را گل بر آمد
  2. شمارهٔ ۲۸۲چشم بیدار مرا نوبت دیدار آمد
  3. شمارهٔ ۲۸۳شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد
  4. شمارهٔ ۲۸۴باز، ز خم باده های ناب بر آمد
  5. شمارهٔ ۲۸۵یار ببازار کاینات برآمد
  6. شمارهٔ ۲۸۶آن یار چو ناگاه ببازار برآمد
  7. شمارهٔ ۲۸۷چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
  8. شمارهٔ ۲۸۸چون ماه نو از مشرق انوار برآمد
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.