پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

روی هرکس که باندازه مرآت آمد

بعد ازین نوبت موسی و مناجات آمد

«یوم تبیض و تسود وجوه »گفتند

معنی نفی مگویید،که اثبات آمد

روی ناخوش نتوان گفت که زیباو نکوست

روی نیکو چه توان گفت که جنات آمد؟

هر که دید آن رخ نیکو بمرادی برسید

روی زیبای تو چون قبله حاجات آمد

دل ما ساکن درگاه تو خواهد بودن

عزتش دار، که از بهر مراعات آمد

زهد و تقوی و ورع جمله مقامات نکوست

لیکن اخلاص و یقین مخلص طاعات آمد

قاسمی،قصه ترتیب نگه باید داشت

اول «الحمد» پس آنگاه «تحیات » آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷بر دلم بار غم عشق بغایت آمد
  2. شمارهٔ ۲۷۸آن ماه دل افروز که رشک قمر آمد
  3. شمارهٔ ۲۷۹امروز بار دیگر آن ماه دلبر آمد
  4. شمارهٔ ۲۸۰باز آفتاب دولت از بام ما بر آمد
  5. شمارهٔ ۲۸۱نهال دولتم را گل بر آمد
  6. شمارهٔ ۲۸۲چشم بیدار مرا نوبت دیدار آمد
  7. شمارهٔ ۲۸۳شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد
  8. شمارهٔ ۲۸۴باز، ز خم باده های ناب بر آمد
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.