پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

طور سینا چه بود؟ سینه دانا باشد

دل عاشق چه بود؟ لجه دریا باشد

لذت جان طلبی،خاطرفارغ بکف آر

دل عاشق بجهان فارغ و یکتا باشد

من ندانم که چه حالست؟ که هر جا که منم

خاطرم شیفته آن قدوبالا باشد

روز محشر،که سر از خواب گران بردارم

جان من شیفته عشق و تولا باشد

بوی عشق تو مرا زنده جاویدان کرد

این هم از خاصیت معجز عیسا باشد

دل بدلدار ده و جان گرامی در باز

تا ترا قاعده عیش مهنا باشد

قاسم،از عشق مگو قصه به بیگانه دلان

سخن عشق همه رمز و معما باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶هر کرا در دل و جان عشق و تولا باشد
  2. شمارهٔ ۲۵۷هر که او را هوس منصب اعلا باشد
  3. شمارهٔ ۲۵۸مرا گر اندرون پر نار باشد
  4. شمارهٔ ۲۵۹ارنی و لن ترانی راز و نیاز باشد
  5. شمارهٔ ۲۶۰مست و مستور ندیدیم و گر هم باشد
  6. شمارهٔ ۲۶۱مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشد
  7. شمارهٔ ۲۶۲تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد
  8. شمارهٔ ۲۶۳عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشد
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.