پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرماید

این چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا

عمر باقی رخ ساقی لب جامست اینجا

در جواب او

این چه خرگه چه تتق این چه خیامست اینجا

چترمه رایت خور ظل غمامست اینجا

قلمی گرچه بود خواجه ابیاریها

همچو لالائی بیقدر غلامست اینجا

زیر و بالا نبود مجلس الباس مرا

کفش و دستار ندانند کدامست اینجا

جامها سر بسر از داغ اتو سوخته دل

جز نپرداخته کرباس که خامست اینجا

در صف رخت بدستار دمشقی بنگر

گرز دین باف ابی تاج؟ بنامست اینجا

ارمک و صوف درین دارنپوشم کوئی

که بمن چون نخ زربفت حرامست اینجا

قاری این خرگه والا که تو در شعر زدی

چشمه ماه نگویند تمامست اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  2. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
  3. شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرمایداز منش بی‌موجبی یار ار غباری بر دلست
  4. شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرمایدخمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
  5. شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرمایدسرو بالای تو سر تا پا خوش است
  6. شمارهٔ ۱۴ - خواجه حافظ فرمایدبلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
  7. شمارهٔ ۱۵ - خواجه حافظ فرمایدای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
  8. شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرمایددل ندارد هر که او را درد نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.