پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیح

مهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا

که دوست نیست اثر دایما و دشمن ابا

تمع نه رخت مهن بوکه نت و گوبا لوت

بنی مغاره سنغرایز جمش میوا

نمیذنم که که بوتن چو شرم کی حدنی

که ات امعرد دارائی گوشرمت با

بزیرکش چه نیکک واکتان روسی گفت

جهن کتان نمیوت ازمو میزر و مقنا

مختمش پش کمخا مرا و لوشی بو

الوادست و بدا عروخش نه انکه ولا

یکی ترا زادست ثخن پهلودار

نه از گریبن نه از قبن آیت فتحا

نه شعر البسه گفتن مثیلها قاری

یکی نه ای چه بگو تن که هیچ و نه دعا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرمایدبیا که قصرامل سخت سست بنیادست
  2. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  3. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
  4. شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرمایداز منش بی‌موجبی یار ار غباری بر دلست
  5. شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرمایدخمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
  6. شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرمایدسرو بالای تو سر تا پا خوش است
  7. شمارهٔ ۱۴ - خواجه حافظ فرمایدبلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
  8. شمارهٔ ۱۵ - خواجه حافظ فرمایدای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.