پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵ - مولانا علی دردزد فرماید

هرچند روی دوست نبینیم سال‌ها

ما را بود هنوز امید وصال‌ها

در جواب او

دارم بسی ز ریشه‌پوشی خیال‌ها

یابم ز عقد طره دستار حال‌ها

با رخت رقعه رقعه که وصله زدم برو

باشد مرا هنوز امید وصال‌ها

هر هفته هست رخت بر گازرم ولی

کارم به جامه‌دوز نباشد به سال‌ها

بنگر به چکمه‌های سقرلاط سرخ و زرد

همچون گل دوروی و درون پر ز ژال‌ها

آیا به روی شاهد والا چه خوش زنند

مشاطگان جامه لاوسمه خال‌ها

از نور پنبه تا بفروزد فتیله‌ات

باید کشید نت چوکتوگو شمال‌ها

دستت مکن به فوطه دامان جامه پاک

ور زان که پایمال شود دستمال‌ها

داخل به شعر البسه مسواک کرده‌ایم

بسحاق اگر به اطعمه دارد زوال‌ها

از اطلس و حریری قاری عروس باغ

با آب و رنگ خویش برد انفعال‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرمایداین چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
  2. شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرمایدبیا که قصرامل سخت سست بنیادست
  3. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  4. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
  5. شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرمایداز منش بی‌موجبی یار ار غباری بر دلست
  6. شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرمایدخمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
  7. شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرمایدسرو بالای تو سر تا پا خوش است
  8. شمارهٔ ۱۴ - خواجه حافظ فرمایدبلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.