پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳ - خواجه حافظ فرماید

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

بخال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

در جواب او

زتبریز ارگلیمی نازک آری در برم یارا

بنقش آده اش بخشم سمرقند و بخارا را

چو شستی رخت در سعدی وکفشت نیست در پاتنگ

غنیمت دان نسیم آباد و گلگشت مصلا را

من از آن نقش ابریشم که چنگی داشت دانستم

که از سر خلعت تشریف بیرون آورد ما را

میارا رخت والا از غداد مشک ولاوسمه

بآب ورنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

زسر بقچه الباس اهل بخل کمتر پرس

که کس نگشود و نگشاید بحکمت آن معما را

فغان کاین موزه بر جسته و نوروزی چته

چنان بردند صبر از دل که ترکان رخت یغما را

سخن گوقاری از لولوی گوی پیش و از وحبر

که برنظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ - مولانا علی دردزد فرمایدهرچند روی دوست نبینیم سال‌ها
  2. شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیحمهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا
  3. شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرمایداین چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
  4. شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرمایدبیا که قصرامل سخت سست بنیادست
  5. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  6. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرمایداز منش بی‌موجبی یار ار غباری بر دلست
  8. شمارهٔ ۱۲ - خواجه حافظ فرمایدخمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.