پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲ - خواجه حافظ فرماید

رونق عهد شبابست دگر بستانرا

میرسد مژده گل بلبل خوش الحانرا

در جواب او

رونق حسن بهاریست دگر کتانرا

گرم بازار زشمسی شده تابستانرا

انکه دستار طلا دوز علم گردانید

کرد چون ریشه پریشان من سرگردانرا

تا نهالی و لحافت نبود چندین دست

در وثاقت شب سرما منشان مهمانرا

ای تکلتو بکفل پوش چو روزی برسی

خدمات جل خرسک برسان ایشانرا

گرچنین جلوه کند آستی جامه صوف

خاکروب در خیاط کنم دامانرا

قاری آن کورخ کمخای گلستان بیند

التفاتی ننماید چمن بستانرا

عجبی نیست زدارائی عدل سلطان

ماهتاب ارکند از رفق رفو کتانرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ - لاادری قائلهچشم مستت می‌برد هر لحظه دل مشتاق را
  2. شمارهٔ ۵ - مولانا علی دردزد فرمایدهرچند روی دوست نبینیم سال‌ها
  3. شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیحمهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا
  4. شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرمایداین چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
  5. شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرمایدبیا که قصرامل سخت سست بنیادست
  6. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  7. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۱ - خواجه محمد فیروز آبادی فرمایداز منش بی‌موجبی یار ار غباری بر دلست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.