پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱ - خواجه عماد فقیه فرماید

مگر فرشته رحمت درآمد از درما

که شد بهشت برین کلبه محقر ما

در جواب او

رسد بر اطلس زمرتبت سرما

گهی که شاهد والا در آید از درما

جهان که شست بصابون مهر جامه چرخ

چه رشک میبرد از رختهای گازر و ما

حصیر گفت بزیلو که نقش ماست کنون

که ظلل دولت خرگه فتاد بر سرما

دمی که رخت نفیسی در آوریم ببر

بدان که دلبر ما آندمست در برما

شدست حله ادریس را معطر جیب

بزیر دامن رخت از بخور مجمرما

فلک زمفرش خود خسقی شفق دارست

برای آستر صوف و حبراخضرما

گشای مخفی پیچیده جامه قاری

خطش بخوان قلمی گشته شرح دفتر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ - خواجه حافظ فرمایداگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
  2. شمارهٔ ۴ - لاادری قائلهچشم مستت می‌برد هر لحظه دل مشتاق را
  3. شمارهٔ ۵ - مولانا علی دردزد فرمایدهرچند روی دوست نبینیم سال‌ها
  4. شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیحمهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا
  5. شمارهٔ ۷ - کمال خجندی فرمایداین چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
  6. شمارهٔ ۸ - خواجه حافظ فرمایدبیا که قصرامل سخت سست بنیادست
  7. شمارهٔ ۹ - شیخ سعدی فرمایدصبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
  8. شمارهٔ ۱۰ - شیخ سعدی فرمایدکس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.