پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب

شورش افزا نگه حوصله کاهی دریاب

عالم آیینه رازست چه پیدا چه نهان

تاب اندیشه نداری به نگاهی دریاب

گر به معنی نرسی جلوه صورت چه کم ست

خم زلف و شکن طرف کلاهی دریاب

غم افسردگیم سوخت کجایی ای شوق

نفسم را به پرافشانی آهی دریاب

بر توانایی ناز تو گواهیم ز عجز

تاب بیجاده به جذب پر کاهی دریاب

تا چه ها آینه حسرت دیدار توایم

جلوه بر خود کن و ما را به نگاهی دریاب

تو در آغوشی و دست و دلم از کار شده

تشنه بی دلو و رسن بر سر چاهی دریاب

داغ ناکامی حسرت بود آیینه وصل

شب روشن طلبی روز سیاهی دریاب

فرصت از کف مده و وقت غنیمت پندار

نیست گر صبح بهاری شب ماهی دریاب

غالب و کشمکش بیم و امیدش هیهات

یا به تیغی بکش و یا به نگاهی دریاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
  2. شمارهٔ ۴۸از انده نایافت قلق می‌کنم امشب
  3. شمارهٔ ۴۹سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
  4. شمارهٔ ۵۰خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
  5. شمارهٔ ۵۱فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
  6. شمارهٔ ۵۲آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
  7. شمارهٔ ۵۳اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
  8. شمارهٔ ۵۴نگه به چشم نهان و ز جبهه چین پیداست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.