پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟

از حیا روی به ما گر ننماید چه عجب؟

بودش از شکوه خطر ور نه سری داشت به من

به مزارم اگر از مهر بیاید چه عجب؟

رسم پیمان به میان آمده خود را نازم

گفته باشد که ز گفتن چه گشاید چه عجب؟

شیوه ها دارد و من معتقد خوی ویم

شوقم از رنجش او گر بفزاید چه عجب؟

چون کشد می، کشدم رشک که در پرده جام

از لب خویش اگر بوسه رباید چه عجب؟

طره درهم و پیراهن چاکش نگرید

اگر از ناز به خود هم نگراید چه عجب؟

هرزه میرم شمرد، وز پی تعلیم رقیب

به وفا پیشگیم گر بستاید چه عجب؟

کار با مطربه زهره نهادی دارم

گر لبم ناله به هنجار سراید چه عجب؟

آن که چون برق به یک جای نگیرد آرام

گله اش در دل اگر دیر نپاید چه عجب؟

با چنین شرم که از هستی خویشش باشد

غالب ار رخ به ره دوست نساید چه عجب؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸از انده نایافت قلق می‌کنم امشب
  2. شمارهٔ ۴۹سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
  3. شمارهٔ ۵۰خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
  4. شمارهٔ ۵۱فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
  5. شمارهٔ ۵۲آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
  6. شمارهٔ ۵۳اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
  7. شمارهٔ ۵۴نگه به چشم نهان و ز جبهه چین پیداست
  8. شمارهٔ ۵۵منع ز صهبا چرا باده روان پرور است
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.