پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

از انده نایافت قلق می‌کنم امشب

گر پرده هستی‌ست که شق می‌کنم امشب؟

هان آینه بگذار که عکسم نفریبد

نظاره یکتایی حق می‌کنم امشب

آتش به نهادم شده آب، از تف مغزم

از تب نبود این که عرق می‌کنم امشب

جان بر لبم اندازه دریا کشییم نیست

از می طلب سد رمق می‌کنم امشب

از هر بن مو چشمه خون بازگشادم

آرایش بستر ز شفق می‌کنم امشب

می می‌چکد از لعل لبش در طلب نقل

مشتی ز کواکب به طبق می‌کنم امشب

نازم سخنش را و نیابم دهنش را

خوش تفرقه در باطل و حق می‌کنم امشب

عمری‌ست که قانون طرب رفته ز یادم

آموخته را باز سبق می‌کنم امشب

غالب نبود شیوه من قافیه‌بندی

ظلمی است که بر کلک و ورق می‌کنم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
  2. شمارهٔ ۵۱فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
  3. شمارهٔ ۵۲آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
  4. شمارهٔ ۵۳اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
  5. شمارهٔ ۵۴نگه به چشم نهان و ز جبهه چین پیداست
  6. شمارهٔ ۵۵منع ز صهبا چرا باده روان پرور است
  7. شمارهٔ ۵۶هر چه فلک نخواسته ست هیچ کس از فلک نخواست
  8. شمارهٔ ۵۷بس که درین داوری بی اثر افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.