پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

بس که درین داوری بی اثر افتاده است

اشک تو گویی مرا از نظر افتاده است

عکس تنش را در آب لرزه بود هم ز موج

بیم نگاه خودش کارگر افتاده است

ناله نداند که من شعله زیان می کنم

هر چه ز دل جسته است در جگر افتاده است

خاطر بلبل بجوی قطره شبنم مگوی

کز پسی گوش گل ناله تر افتاده است

هر چه ز سرمایه کاست در هوس افزوده ایم

هر چه ز اندیشه خاست در خطر افتاده است

از نگه سرخوشت کام تمنا کند

آینه ساده دل دیده ور افتاده است

او دلی از ما گداخت وین نفس گرم ساخت

ناله ما از نگاه شوختر افتاده است

خون هوس پیشگان خوش نبود ریختن

تیغ ادا پاره ای بدگهر افتاده است

رشک دهانت گذاشت غنچه گل چون شکفت

دید که از روی کار پرده برافتاده است

ده به فروماندگی داد فروماندگان

سایه در افتادگی وقف هر افتاده است

مستی دل دیده را محرم اسرار کرد

بیخودی پرده دار پرده در افتاده است

آن همه آزادگی وین همه دلدادگی

حیف که غالب ز خویش بی خبر افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹جیب مرا مدوز که بودش نمانده است
  2. شمارهٔ ۶۰گر بار نیست سایه خود از بید بوده است
  3. شمارهٔ ۶۱امشب آتشین‌رویی گرم ژندخوانی‌هاست
  4. شمارهٔ ۶۲سموم وادی امکان ز بس جگر تابست
  5. شمارهٔ ۶۳هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست
  6. شمارهٔ ۶۴نشاط معنویان از شرابخانه تست
  7. شمارهٔ ۶۵حق جلوه گر ز طرز بیان محمدست
  8. شمارهٔ ۶۶چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.