پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت

چون برگ شقایق جگر از ناله فرو ریخت

آتشکده خوی تو نازم که ز طرفش

رفتم شرر و داغ گل و لاله فرو ریخت

بر ساده دلانت به وفا جلوه همی داد

بیداد تو آب از رخ دلاله فرو ریخت

گفتم ز که پرسم خبر عمر گذشته؟

ساقی به قدح باده ده ساله فرو ریخت

بی سعی نگه مستی آن چشم فسونگر

خونم به سیه مستی دنباله فرو ریخت

مشاطه به آرایش آن حسن خداداد

گل در چمن و قند به بنگاله فرو ریخت

با موج خرامش سخن از باده مگویید

کاب رخ این جوهر سیاله فرو ریخت

چون انجم و خورشید ز برق دم گرمم

شیرازه جمعیت تبخاله فرو ریخت

رشک خط روی تو گر افشرد بدین رنگ

بینی که مه از دایره هاله فرو ریخت

در قالب ملا اثرش پرده گشا شد

خاکی که قضا در تن گوساله فرو ریخت

دزدیده سر اهل سخن از بیم تو غالب

گویی رگ ابر قلمت ژاله فرو ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵منع ز صهبا چرا باده روان پرور است
  2. شمارهٔ ۵۶هر چه فلک نخواسته ست هیچ کس از فلک نخواست
  3. شمارهٔ ۵۷بس که درین داوری بی اثر افتاده است
  4. شمارهٔ ۵۸از فرنگ آمده در شهر فراوان شده است
  5. شمارهٔ ۵۹جیب مرا مدوز که بودش نمانده است
  6. شمارهٔ ۶۰گر بار نیست سایه خود از بید بوده است
  7. شمارهٔ ۶۱امشب آتشین‌رویی گرم ژندخوانی‌هاست
  8. شمارهٔ ۶۲سموم وادی امکان ز بس جگر تابست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.