پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

ای خداوند خردمند و جهان داور دانا

وی به نیروی خرد بر همه کردار توانا

ای به رفتار و به دیدار ز زیبائی و خوبی

سرو نوخاسته آسا مه ناکاسته مانا

به ادا پایه فزایا به نظر عقده گشایا

به کرم ابر عطایا به غضب برق سنانا

به نگه خسته نوازا به سخن بذله طرازا

به قلم غالیه سایا به نفس عطرفشانا

شه نشان کلب علیخان که تویی یوسف ثانی

نبود ثانی و همتای تو در دهر همانا

دانم از حال و مآلم خبری داشته باشی

سرنوشت ازلی گرچه ندارد خط خوانا

دشمنم چرخ تو بینی و نسوزی به عتابش

به عدو صاعقه ریزا به محب فیض رسانا

جانشین تو کند نام ترا زنده به گیتی

باد فردوس برین جای تو فردوس مکانا

غالب از غم چه خروشی به تو زیباست خموشی

با کریم همه دان هیچ مگو هیچ مدانا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳پس از عمری که فرسودم به مشق پارسایی‌ها
  2. شمارهٔ ۴۴ز من گرت نبود باور انتظار، بیا
  3. شمارهٔ ۴۵خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب
  4. شمارهٔ ۴۶گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟
  5. شمارهٔ ۴۷جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
  6. شمارهٔ ۴۸از انده نایافت قلق می‌کنم امشب
  7. شمارهٔ ۴۹سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
  8. شمارهٔ ۵۰خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.