پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

پس از عمری که فرسودم به مشق پارسایی‌ها

گدا گفت و به من تن درنداد از خودنمایی‌ها

فغان زان بلهوس برکش محبت پیشه کش کز من

رباید حرف و آموزد به دشمن آشنایی‌ها

بت مشکل‌پسند از ابتذال شیوه می‌رنجد

بگوییدش که از عمرست آخر بی‌وفایی‌ها

نشد روزی که سازم طره اجزای گریبان را

به دستم چاک‌ها چون شانه ماند از نارسایی‌ها

نیرزم التفات دزد و رهزن، بی‌نیازی بین

متاعم را به غارت داده‌اند از ناروایی‌ها

به روز رستخیز از جنبش خاکم پرآشوبی

تو و یزدان، چه سازد کس بدین صبرآزمایی‌ها؟

کدویی چون ز می‌یابم، چنان بر خویشتن بالم

که پندارم سرآمد روزگار بی‌نوایی‌ها

چه خوش باشد دو شاهد را به بحث ناز پیچیدن

نگه در نکته‌زایی‌ها نفس در سرمه‌سایی‌ها

سخن کوته مرا هم دل به تقوی مایل است اما

ز ننگ زاهد افتادم به کافر ماجرایی‌ها

نرنجم گر به صورت از گدایان بوده‌ام غالب

به دارالملک معنی می‌کنم فرمانروایی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب
  2. شمارهٔ ۴۶گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟
  3. شمارهٔ ۴۷جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
  4. شمارهٔ ۴۸از انده نایافت قلق می‌کنم امشب
  5. شمارهٔ ۴۹سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
  6. شمارهٔ ۵۰خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
  7. شمارهٔ ۵۱فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
  8. شمارهٔ ۵۲آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.