پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

مدام محرم صهبا بود پیاله ما

به گرد مهر تنیده ست خط هاله ما

زهی ز گرمی خویت نفس گرانمایه

گداز ناله ما آبیار ناله ما

چمن طراز جنونیم و دشت و کوه از ماست

به مهر داغ شقایق بود قباله ما

به دل ز جور تو دندان فشرده ایم و خوشیم

ز استخوان اثری نیست در نواله ما

تو زودمستی و ما رازدار خوی توایم

شراب درکش و پیمانه کن حواله ما

درازی شب هجران ز حد گذشت، بیا

فدای روی تو عمر هزار ساله ما

جنون به بادیه پرداز گلستان بخشید

سواد دیده آهوست داغ لاله ما

ز سعی هرزه به بیحاصلی علم گشتیم

چو باد بید پدید آمد از اماله ما

همین گداختن است آبروی ما غالب

گهر چه ناز فروشد به پیش ژاله ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰محو کن نقش دویی از ورق سینه ما
  2. شمارهٔ ۴۱ای خداوند خردمند و جهان داور دانا
  3. شمارهٔ ۴۲به شغل انتظار مهوشان در خلوت شب‌ها
  4. شمارهٔ ۴۳پس از عمری که فرسودم به مشق پارسایی‌ها
  5. شمارهٔ ۴۴ز من گرت نبود باور انتظار، بیا
  6. شمارهٔ ۴۵خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب
  7. شمارهٔ ۴۶گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟
  8. شمارهٔ ۴۷جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.