پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

از تست اگر ساخته، پرداخته ما

کفری نبود مطلب بی ساخته ما

پرورده نازیم به رحمتکده عجز

بر پای تو باشد سرافراخته ما

هم طرحی سودازدگان تو بلا شد

کاشانه اغیار برانداخته ما

در عشق تو بر ماست دیت اهل نظر را

ابروی تو تیغ به خیال آخته ما

حیرانی ما آینه شهرت یارست

شد جاده به کویش نفس باخته ما

وقتست که چون گرد ز تحریک نسیمی

ریزد پر و بال از قفس فاخته ما

بودیم نظرباز و تو بر دل زده ای باز

ای دیده نوازش ز تو ننواخته ما

هر جاده که از نقش پی تست به گلشن

چاکی ست به جیب هوس انداخته ما

غالب مدم افسون اقامت که بلایی ست

دیوانه از بند برون تاخته ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹لرزه دارد خطر از هیبت ویرانه ما
  2. شمارهٔ ۴۰محو کن نقش دویی از ورق سینه ما
  3. شمارهٔ ۴۱ای خداوند خردمند و جهان داور دانا
  4. شمارهٔ ۴۲به شغل انتظار مهوشان در خلوت شب‌ها
  5. شمارهٔ ۴۳پس از عمری که فرسودم به مشق پارسایی‌ها
  6. شمارهٔ ۴۴ز من گرت نبود باور انتظار، بیا
  7. شمارهٔ ۴۵خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب
  8. شمارهٔ ۴۶گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.