پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

سرچشمه خونست ز دل تا به زبان های

دارم سخنی با تو و گفتن نتوان های

سیرم نتوان کرد ز دیدار نکویان

نظاره بود شبنم و دل ریگ روان های

ذوقی ست درین مویه که بر نعش منستش

ها دلشده هیچ مگوی همه دان های

در خلوت تابوت نرفته ست ز یادم

بر تخته در دوخته چشم نگران های

ای فتوی ناکامی مستان که تو باشی

مهتاب شب جمعه ماه رمضان های

باد آور ناگفته شنو رفت حوالت

دردی که به گفتن نپذیرفت گران های

از جنت و از چشمه کوثر چه گشاید؟

خون گشته دل و دیده خونابه فشان های

در زمزمه از پرده و هنجار گذشتیم

رامشگری شوق به آهنگ فغان های

سیماب تنی کز رم برق ست نهادش

گردیده مرا مایه آرامش جان های

غالب به دل آویز که در کارگه شوق

نقشی ست درین پرده به صد پرده نهان های

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
  2. شمارهٔ ۳۱۳دلم در ناله از پهلوی داغ سینه تابستی
  3. شمارهٔ ۳۱۴گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟
  4. شمارهٔ ۳۱۵در بستن تمثال تو حیرت رقمستی
  5. شمارهٔ ۳۱۶اندوه پرافشانی از چهره عیانستی
  6. شمارهٔ ۳۱۷ای موج گل نوید تماشای کیستی؟
  7. شمارهٔ ۳۱۸به دل ز عربده جایی که داشتی داری
  8. شمارهٔ ۳۱۹ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.