پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری

اینقدر گران نبود ناله ای ز بیماری

وه که با چنین طاقت راه بر دم تیغ ست

پای برنمی تابد رنج کاوش خاری

در جنون به من ماناست گر ز عجز خون گردد

ناله ای که برخیزد از دل گرفتاری

غم چه درربود از ما اینک آنچه بود از ما

سینه ای و اندوهی خاطری و آزاری

ای فنا دری بگشا بو که در تو بگریزد

هم ز خلق نومیدی هم ز خویش بیزاری

بهره از وجودم نیست زین کشش گشودم نیست

پا و داغ رفتاری دست و حسرت کاری

ناز مؤمن و کافر بر چه دستگاه آخر

سبحه ای و مسواکی، قشقه ای و زناری

بر جنون صلایی زن عقل را قفایی زن

داده ای ز نامردی سر به بند دستاری

شوخی شمیمش بین جنبش نسیمش بین

غنچه راست آهنگی سرو راست رفتاری

کاش کان بت کاشی درپذیردم غالب

بنده توام گویم گویدم ز ناز آری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری
  2. شمارهٔ ۳۲۲از جسم به جان نقاب تا کی؟
  3. شمارهٔ ۳۲۳نخواهم از صف حوران ز صد هزار یکی
  4. شمارهٔ ۳۲۴ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی
  5. شمارهٔ ۳۲۵رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
  6. شمارهٔ ۳۲۶دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
  7. شمارهٔ ۳۲۷اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
  8. شمارهٔ ۳۲۸مژده خرمی و بی خللی را مانی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.