پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

از جسم به جان نقاب تا کی؟

این گنج درین خراب تا کی؟

این گوهر پرفروغ یارب

آلوده خاک و آب تا کی؟

این راهرو مسالک قدس

وامانده خورد و خواب تا کی؟

بی تابی برق جز دمی نیست

ما وین همه اضطراب تا کی؟

جان در طلب نجات تا چند

دل در تعب عتاب تا کی؟

پرسش ز تو بی حساب باید

غمهای مرا حساب تا کی؟

غالب به چنین کشاکش اندر

یا حضرت بوتراب تا کی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی
  2. شمارهٔ ۳۲۵رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
  3. شمارهٔ ۳۲۶دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
  4. شمارهٔ ۳۲۷اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
  5. شمارهٔ ۳۲۸مژده خرمی و بی خللی را مانی
  6. شمارهٔ ۳۲۹بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
  7. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  8. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.