پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

اگر به شرع سخن در بیان بگردانی

ز سوی کعبه رخ کاروان بگردانی

به نیم ناز که طرح جهان نو فگنی

زمین بگستری و آسمان بگردانی

به یک کرشمه که بر گلبن خزان ریزی

بهار را به در بوستان بگردانی

به خاطری که درآیی به جلوه آرایی

بلای ظلمت مرگ از روان بگردانی

به گلشنی که خرامی به باده آشامی

قدح ز جوش گل و ارغوان بگردانی

به کوی غیر روی چون مرا به ره نگری

به جبهه چین فگنی و عنان بگردانی

وفاستای شوی چون مرا به یاد آری

به خویش طعنه زنی و زبان بگردانی

به بیم خوی خودم در عدم بخوابانی

به ذوق روی خودم در جهان بگردانی

به بذله خاطر اسلامیان بیازاری

به جلوه قبله زردشتیان بگردانی

اجازتی که کنم ناله، تا کجا غالب

ز لب به سینه تنگم فغان بگردانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
  2. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  3. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
  4. شمارهٔ ۳۳۲تابم ز دل برد کافرادایی
  5. شمارهٔ ۳۳۳زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
  6. شمارهٔ ۳۳۴کافرم گر از تو باور باشدم غمخواریی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.