پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی

بر سر راه تو با خویشم به جنگ آرد همی

پنجه نازک ادایش را نگاری دیگر است

خون کند دل را نخست آنگه به چنگ آرد همی

بوسه گر خواهی بدین شنگی بپیچد تنگ تنگ

عذر اگر باید به مستی رنگ رنگ آرد همی

آن که جوید از تو شرم و آن که خواهد از تو مهر

تقوی از میخانه و داد از فرنگ آرد همی

بازوی تیغ آزمایی داشتی انصاف نیست

کز تو بختم مژده زخم خدنگ آرد همی

گر نه در تنگی دهان دوست چشم دشمن است

از چه رو بر کامجویان کار تنگ آرد همی؟

تا در آن گیتی شوم پیش شهیدان شرمسار

رنجد و بیهوده در قتلم درنگ آرد همی

خواهدم در بند خویش اما به فرجام بلا

حلقه دام من از کام نهنگ آرد همی

همچنان در بند سامان مرادش سنجمی

گر به جای شیشه بخت از دوست سنگ آرد همی

چشم خلقی سرمه جوی و روی غالب در میان

در رهش اندیشه با بادم به جنگ آرد همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸مژده خرمی و بی خللی را مانی
  2. شمارهٔ ۳۲۹بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
  3. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  4. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
  5. شمارهٔ ۳۳۲تابم ز دل برد کافرادایی
  6. شمارهٔ ۳۳۳زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
  7. شمارهٔ ۳۳۴کافرم گر از تو باور باشدم غمخواریی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.