پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی

گل دیدمی و روی ترا یاد کردمی

رفت آن که گر به راه تو جان دادمی ز ذوق

از موج گرد ره نفس ایجاد کردمی

رفت آن که گر لبت نه به نفرین نواختی

رنجیدمی و عربده بنیاد کردمی

رفت آن که قیس را به سترگی ستودمی

در چابکی ستایش فرهاد کردمی

رفت آن که جانب رخ و قدت گرفتمی

در جلوه بحث با گل و شمشاد کردمی

رفت آن که در ادای سپاس پیام تو

هرگونه مرغ صد قفس آزاد کردمی

اکنون خود از وفای تو آزار می کشم

رفت آن که از جفای تو فریاد کردمی

بندم منه ز طره که تابم نمانده است

رفت آن که خویش را به بلا شاد کردمی

آخر به دادگاه دگر اوفتاد کار

رفت آن که از تو شکوه بیداد کردمی

غالب هوای کعبه به سر جا گرفته است

رفت آن که عزم خلخ و نوشاد کردمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
  2. شمارهٔ ۳۲۸مژده خرمی و بی خللی را مانی
  3. شمارهٔ ۳۲۹بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
  4. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  5. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
  6. شمارهٔ ۳۳۲تابم ز دل برد کافرادایی
  7. شمارهٔ ۳۳۳زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
  8. شمارهٔ ۳۳۴کافرم گر از تو باور باشدم غمخواریی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.