پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی

به عشق مرکز پرگار فتنه هاستمی

امیدگاه من و همچو من هزار یکی ست

ز رشک درصدد ترک مدعاستمی

سخن ز دشمن و غمهای ناگوارش نیست

ز دوست داغ ستمهای نارواستمی

دیت مگوی و ملامت مسنج و فتنه مگیر

چه شد که هیچ کسم؟ بنده خداستمی

به سرمه غوطه دهیدم که در سیه مستی

ز شرمگینی چشمی سخن سراستمی

ستم نگر که بدین بخت تیره ای که مراست

ز بهر فرق عدو سایه هماستمی

چگونه تنگ توانم کشیدنت به کنار

که با تو در گله از تنگی قباستمی

نکرده وعده که بر عاجزان ببخشاید

امیدسنج فغانهای نارساستمی

به باده داغ خودی از روان فرو شسته

هلاک مشرب رندان پارساستمی

به هرزه ذوق طلب می فزایدم غالب

که باد در کف و آتش به زیر پاستمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
  2. شمارهٔ ۳۲۷اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
  3. شمارهٔ ۳۲۸مژده خرمی و بی خللی را مانی
  4. شمارهٔ ۳۲۹بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی
  5. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  6. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
  7. شمارهٔ ۳۳۲تابم ز دل برد کافرادایی
  8. شمارهٔ ۳۳۳زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.