پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

مژده خرمی و بی خللی را مانی

ابدی جنت و فیض ازلی را مانی

بس که همواره دلاویزی و شیرین حرکات

سایه طوبی و جوی عسلی را مانی

جلوه فرمایی و جاوید نمانی به کسی

سیمیایی و بهشت عملی را مانی

به ستم معنی پیچیده نازک باشی

ای که در لطف رقمهای جلی را مانی

به توانایی کوشش نتوان یافت ترا

سرخوشی های قبول ازلی را مانی

جز به چشم و دل والاگهران جا نکنی

جلوه نقش کف پای علی را مانی

به دل هر که به چشم تو درآید ناگاه

داری آن مایه تصرف که ولی را مانی

ای که در طالع ما نقش تو هرگز ننشست

زهره حوتی و شمس حملی را مانی

اندرین شیوه گفتار که داری غالب

گر ترقی نکنم شیخ علی را مانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی
  2. شمارهٔ ۳۳۱همنشین جان من و جان تو این انگیز هی
  3. شمارهٔ ۳۳۲تابم ز دل برد کافرادایی
  4. شمارهٔ ۳۳۳زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟
  5. شمارهٔ ۳۳۴کافرم گر از تو باور باشدم غمخواریی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.