پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

به دل ز عربده جایی که داشتی داری

شمار عهد وفایی که داشتی داری

به لب چه خیزد از انگیز وعده های وفا

به دل نشست جفایی که داشتی داری

تو کی ز جور پشیمان شدی چه می گویی؟

دروغ راست نمایی که داشتی داری

به سینه چون دل و در دل چو جان خزیدی و باز

نگاه مهرفزایی که داشتی داری

عتاب و مهر تو از هم شناختن نتوان

خرد فریب ادایی که داشتی داری

خراب باده دوشینه ای سرت گردم

ادای لغزش پایی که داشتی داری

به کردگار نگردیدی و همان به فسوس

حدیث روز جزایی که داشتی داری

کرشمه بار نهالی که بوده ای هستی

به سر ز فتنه هوایی که داشتی داری

هنوز ناز پی غمزه گم نداند کرد

ادای پرده گشایی که داشتی داری

جهانیان ز تو برگشته اند گر غالب

ترا چه باک خدایی که داشتی داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری
  2. شمارهٔ ۳۲۱دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری
  3. شمارهٔ ۳۲۲از جسم به جان نقاب تا کی؟
  4. شمارهٔ ۳۲۳نخواهم از صف حوران ز صد هزار یکی
  5. شمارهٔ ۳۲۴ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی
  6. شمارهٔ ۳۲۵رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
  7. شمارهٔ ۳۲۶دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
  8. شمارهٔ ۳۲۷اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.