پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ای موج گل نوید تماشای کیستی؟

انگاره مثال سراپای کیستی؟

بیهوده نیست سعی صبا در دیار ما

ای بوی گل پیام تمنای کیستی؟

خون گشتم از تو باغ و بهار که بوده ای؟

کشتی مرا به غمزه مسیحای کیستی؟

یادش به خیر تا چه قدر سبز بوده ای

ای طرف جویبار چمن جای کیستی؟

از خاک غرقه کف خونی دمیده ای

ای داغ لاله نقش سویدای کیستی؟

نشنیده لذت تو فرو می رود به دل

ای حرف محو لعل شکرخای کیستی؟

با نوبهار این همه سامان ناز نیست

فهرست کارخانه یغمای کیستی؟

در شوخی تو چاشنی پرفشانی ست

بی پرده صید دام تپشهای کیستی؟

از هیچ نقش غیر نکویی ندیده ای

ای دیده محو چهره زیبای کیستی؟

با هیچ کافر این همه سختی نمی رود

ای شب به مرگ من که تو فردای کیستی؟

غالب نوای کلک تو دل می برد ز دست

تا پرده سنج شیوه انشای کیستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری
  2. شمارهٔ ۳۲۰نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری
  3. شمارهٔ ۳۲۱دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری
  4. شمارهٔ ۳۲۲از جسم به جان نقاب تا کی؟
  5. شمارهٔ ۳۲۳نخواهم از صف حوران ز صد هزار یکی
  6. شمارهٔ ۳۲۴ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی
  7. شمارهٔ ۳۲۵رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی
  8. شمارهٔ ۳۲۶دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.