پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

دارم دلی ز غصه گران‌بار بوده‌ای

بر خویشتن ز آبله چیزی فزوده‌ای

دل آن بلا کزو نفسی برق خرمنی

بخت آنچنان کزو اثر مرگ دوده‌ای

از بهر خویش ننگم و دارم ز بخت چشم

خود را در آب و آینه رخ نانموده‌ای

گمنام و زهد کیشم و خواهم به من رسد

در رخت خواب شاه به مستی غنوده‌ای

خواهم ز خواب بر رخ لیلی گشایمش

چشمی نگه به پرده محمل نسوده‌ای

خواهم شود به شکوه و پیغاره رام من

در گونه‌گون ادا به زبان‌ها ستوده‌ای

با دین و دانش چو منی تا چه‌ها کند

سجاده و عمامه ز صنعان ربوده‌ای؟

با دوستان مباحثه دارم ز سادگی

در باب آشنایی تا آزموده‌ای

خجلت نگر که در حسناتم نیافتند

جز روزه درست به صهبا گشوده‌ای

در بزم غالب آی و به شعر و سخن گرای

خواهی که بشنوی سخن ناشنوده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱در زمهریر سینه آسودگان نه ای
  2. شمارهٔ ۳۱۲خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
  3. شمارهٔ ۳۱۳دلم در ناله از پهلوی داغ سینه تابستی
  4. شمارهٔ ۳۱۴گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟
  5. شمارهٔ ۳۱۵در بستن تمثال تو حیرت رقمستی
  6. شمارهٔ ۳۱۶اندوه پرافشانی از چهره عیانستی
  7. شمارهٔ ۳۱۷ای موج گل نوید تماشای کیستی؟
  8. شمارهٔ ۳۱۸به دل ز عربده جایی که داشتی داری
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.