پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

خشنود شوی چون دل خشنود نیابی

ترسم که زیانکار کسی سود نیابی

از قافله گرمروان تو نباشد

رختی که به سیلش شرراندود نیابی

فرقی ست نه اندک ز دلم تا به دل تو

معذوری اگر حرف مرا زود نیابی

بر ذوق خداداد نظردوختگانیم

در سینه ما زخم نمکسود نیابی

در وجد به هنجار نفس دست فشانیم

در حلقه ما رقص دف و عود نیابی

در مشرب ما خواهش فردوس نجویی

در مجمع ما طالع مسعود نیابی

در باده اندیشه ما درد نبینی

در آتش هنگامه ما دود نیابی

چون آخر حسن ست به ما ساز که دیگر

با هم کششی مانع مقصود نیابی

آن شرم که در پرده گری بود نداری

آن شوق که در پرده دری بود نیابی

غالب به دکانی که به امید گشودیم

سرمایه ما جز هوس سود نیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟
  2. شمارهٔ ۳۱۵در بستن تمثال تو حیرت رقمستی
  3. شمارهٔ ۳۱۶اندوه پرافشانی از چهره عیانستی
  4. شمارهٔ ۳۱۷ای موج گل نوید تماشای کیستی؟
  5. شمارهٔ ۳۱۸به دل ز عربده جایی که داشتی داری
  6. شمارهٔ ۳۱۹ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری
  7. شمارهٔ ۳۲۰نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری
  8. شمارهٔ ۳۲۱دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.