پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

مر ز فنا فراغ را مژده برگ و ساز ده

سایه به مهر واگذار قطره به بحر باز ده

طره جیب را ز چاک شانه التفات کش

عارض خویش را ز اشک غازه امتیاز ده

داغ به سینه زیورست دل به جفا حواله کن

می ز شرر گرانترست سنگ به شیشه ساز ده

از نم دیده دیده را رونق جویبار بخش

وز تف ناله ناله را چاشنی گداز ده

شرم کن آخر ای حیا این همه گیر و دار چیست؟

خاطر غمزه باز جو رخصت ترکتاز ده

ای گل تر به رنگ و بو این همه نازش از چه رو؟

منت ابر یک طرف مزد چمن طراز ده

یا به بساط دلبری عام مکن ادای لطف

یا ز نگاه خشمگین مژده امتیاز ده

ای تو که غنچه ترا بحث شگفتن از برست

سرو کرشمه بار را درس خرام ناز ده

گر به غمی که خورده ام رخصت اشک و آه نیست

هم به دلی که برده ای طاقت ضبط راز ده

ای که به حکم ناکسی تیره ز عیش غالبی

خیز و ز راه داوری بال هما به گاز ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵بر دست و پای بند گرانی نهاده ای
  2. شمارهٔ ۳۰۶چون زبان‌ها لال و جان‌ها پر ز غوغا کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۰۷می‌رود خنده به سامان بهاران زده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۰۸کیستم دست به مشاطگی جان زده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۰۹دارم دلی ز غصه گران‌بار بوده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۱۰سرچشمه خونست ز دل تا به زبان های
  7. شمارهٔ ۳۱۱در زمهریر سینه آسودگان نه ای
  8. شمارهٔ ۳۱۲خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.