پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

گستاخ گشته ایم غرور جمال کو؟

پیچیده ایم سر ز وفا گوشمال کو؟

تا کی فریب حلم خدا را خدا نه ای

آن خوی خشمگین و ادای ملال کو؟

برگشته ام ز مهر و نمی گیریم به قهر

دارم دو صد جواب ولی یک سؤال کو؟

یا می گسست صحبت و یا می فزود ربط

لیکن مرا ملال و ترا انفعال کو؟

خواهی که برفروزی و سوزی درنگ چیست؟

خواهم که تیز سوی تو بینم مجال کو؟

گر گفته ایم کشتن و بستن به ما مخند

ما را تدارکی به سزا در خیال کو؟

داغم ز رشک شوکت صنعان ولی چه سود

آن دستگاه طاعت هفتاد سال کو؟

من بوسه جوی و تو به سخن داریم نگاه

لب تشنه با گهر چه شکیبد زلال کو؟

دل فتنه جوی و فرصت تکمیل عشق نیست

هنگامه سازی هوس زود بال کو؟

لب تا جگر ز تشنگیم سوخت در تموز

صاف شراب غوره و جام سفال کو؟

در باده طهور غم محتسب کجا؟

در عیش خلد آفت بیم زوال کو؟

غالب به شعر کم ز ظهوری نیم ولی

عادل شه سخن رس دریا نوال کو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹حق که حقست سمیع ست فلانی بشنو
  2. شمارهٔ ۳۰۰هله من عاشق ذاتم تنه ناها یا هو
  3. شمارهٔ ۳۰۱شاها به بزم جشن چو شاهان شراب خواه
  4. شمارهٔ ۳۰۲بتی دارم از اهل دل رم گرفته
  5. شمارهٔ ۳۰۳مر ز فنا فراغ را مژده برگ و ساز ده
  6. شمارهٔ ۳۰۴گاهی به چشم دشمن و گاهی در آینه
  7. شمارهٔ ۳۰۵بر دست و پای بند گرانی نهاده ای
  8. شمارهٔ ۳۰۶چون زبان‌ها لال و جان‌ها پر ز غوغا کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.