پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

دولت به غلط نبود از سعی پشیمان شو

کافر نتوانی شد ناچار مسلمان شو

از هرزه روان گشتن قلزم نتوان گشتن

جویی به خیابان رو سیلی به بیابان شو

همخانه به سامان به همجلوه فراوان به

در کعبه اقامت کن در بتکده مهمان شو

آوازه معنی را بر ساز دبستان زن

هنگامه صورت را بازیچه طفلان شو

افسانه شادی را یکسر خط بطلان کش

غمنامه ماتم را آرایش عنوان شو

گر چرخ فلک گردی سر بر خط فرمان نه

ور گوی زمین باشی وقف خم چوگان شو

آورده غم عشقم در بندگی ایزد

ای داغ به دل در رو وز جبهه نمایان شو

در بند شکیبایی مردم ز جگرخایی

ای حوصله تنگی کن ای غصه فراوان شو

سرمایه کرامت کن وانگاه به غارت بر

بر خرمن ما برقی بر مزرعه باران شو

جان داد به غم غالب خشنودی روحش را

در بزم عزا می کش در نوحه غزلخوان شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟
  2. شمارهٔ ۲۹۹حق که حقست سمیع ست فلانی بشنو
  3. شمارهٔ ۳۰۰هله من عاشق ذاتم تنه ناها یا هو
  4. شمارهٔ ۳۰۱شاها به بزم جشن چو شاهان شراب خواه
  5. شمارهٔ ۳۰۲بتی دارم از اهل دل رم گرفته
  6. شمارهٔ ۳۰۳مر ز فنا فراغ را مژده برگ و ساز ده
  7. شمارهٔ ۳۰۴گاهی به چشم دشمن و گاهی در آینه
  8. شمارهٔ ۳۰۵بر دست و پای بند گرانی نهاده ای
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.